اگر کلمهای بالاتر از عشق سراغ داشتم آن را به جهاد سازندگی هدیه میدادم.» در مسیر خیابان دانشگاه به سمت میدان پاسداران زاهدان، این جمله روی دیواری از قول امام خمینی(ره) نقل شده بود. جملهای که خیلی از افراد بدون توجه به آن بارها از کنارش عبور کرده بودند اما برای من و دوستان جهادیام، این جمله همانند یک مدال افتخار بود که حسرت روزهای تکرارنشدنی دوران طلایی جهاد سازندگی، ارزش آن را هر روز بالاتر میبرد. صداقت، اعتماد، صمیمیت و اخلاق جهادی نقاط قوت اعضای جهاد سازندگی سیستانوبلوچستان بود که تحمل شرایط سخت خدمت در محرومترین نقاط استان یا حتی کشور را برای آنها آسان کرده بود. از طرفی برخلاف تفکر و عقیدۀ افراد رژیم شاهنشاهی که فعالیت در سیستانوبلوچستان برای آنها حکم تبعید را داشت و یا کسر شأن بود، جهادگران فعالیت در این استان محروم را افتخار و همچنین لطفی از جانب خداوند متعال میدانستند. ساختاری تمامعیار که با مبارزه علیه محرومیت در سرتاسر استان، نور امید را در دل محرومان روشن کرد. درواقع جهادگران تنها افراد غیربومی حاضر در بلوچستان بودند که مردم آنجا لقب قجر یا به قول خودشان گَجَررا به آنها نمیدادند و بهواسطۀ خدمات ارزشمند جهاد سازندگی، حتی بسیاری از اشرار هم به این نهاد انقلابی احترام میگذاشتند. درواقع هر ارگانی با حمایت مردم، تبدیل به ارگانی قدرتمند در یک جامعه میشود که این قدرت از رسیدگی به نیازهای مردم به دور از مراحل عریض و طویل در ساختار اداری سایر ارگانها به دست آمده بود.